اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

دکتر واهوراجون

۳شنبه ۸خرداد بعدازظهر برای ویزیت مجدد به مطب دکتر رفتیم وپس از معاینه نظر دکتر این بود که عفونت گوش و سینوس با دارو کنترل نمیشه و فوری باید جراحی بشه.. به گفته دکتر تو ۳تا عمل داشتی عمل لوزه اصلی ولوزه سوم وتخلیه سینوس..دکتر تاکید کرد عمل سنگین ومهمی هست. دکتر بالاخره برای ۴شنبه صبح وقت عمل داد از یه طرف خوشحال بودم که بالاخره عمل میشی و کاملا خوب میشی از دارو خوردن ومریضی خلاص میشی از یه طرف ناراحت ونگران وپراز استرس برای تو چون خیلی کوچیک بودی واسه این عمل سنگین عزیز دلم.. به خونه برگشتیم و اون شب بردمت حموم و زود خوابوندمت تا به امید خدا صبح یه عمل موفقیت آمیز داشته باشی عشق مامان.🙏🙏
10 مرداد 1403

جواب آزمایش و رادیولوژی

بعدازظهر یکشنبه باید برای جواب آزمایش و رادیولوژی میرفتم بخاطر همین از عزیز خواستم تا پیشت بمونه تنها نباشی .. ساعت تقریبا ۴ونیم بود که حرکت کردم اول جواب عکس رو گرفتم بعد جواب آزمایش رو گرفتم بعد بردم مطب دکتر کیانی.. کمی تو مطب نشستم تا نوبتم بشه دلم آشوب بود بالاخره انتظار به سر رسید و رفتم داخل و آزمایش وعکس وروی میز گذاشتم و نفس عمیقی کشیدم و نشستم ومنتظر شنیدن حرفهای دکتر شدم .. دکتر با دیدن آزمایش وعکس سری تکان داد من هم نگاهم به صورت دکتر بود نگران تر شدم .. بالاخره دکتر شروع کرد به حرف زدن که وضعیت پسرت اصلا خوب نیست بغیر از عفونت گوش سینوس هات هم به شدت عفونت داشت وباید در حین عمل لوزه سینوس هم بایدتخلیه میشد  ب...
10 مرداد 1403

آزمایشگاه ورادیولوژی

صبح روز یکشنبه ۶خرداد ساعت ۹ونیم بود که باید ناشتا برای آزمایش میرفتیم ددی اومد دنبالمون و مارو نزدیک آزمایشگاه پیاده کرد وبدلیل نداشتن جای پارک رفت نزدیک شهربازی ومنتظر ما موند .. کمی تو آزمایشگاه نشستیم تا نوبت ما شد وقتی قرار بود ازت نمونه بگیرن خیلی گریه کردی وسعی میکردی مانع بشی دیگ از هرچی سرم وآمپول بیزار شده بودی باهزار بدبختی ازت خون گرفتن ودوباره نشستیم تا نمونه ادرار هم بگیری تا ساعت ۱۲ تو آزمایشگاه کارمون طول کشید از اونجا باعجله برای گرفتن عکس به رادیولوژی رفتیم نشستیم تا نوبتمون شد اسمت رو صدا زدن آمادت کردن برای عکس .. بعد از گرفتن عکس قرار شد بعدازظهر برای گرفتن جوابش برم..کارمون که تموم شد قدم زدیم و خودمون رو به ددی ر...
10 مرداد 1403

بازم دکتر

شنبه ۵خرداد ۴۰۳ قرار شد دوباره دکتر کیانی تورو ببینه تا بگه عفونتت کم شده یا نه دکتر با دیدنت گفت گوش سمت راستت التهاب داره وپشت پرده گوش همچنان عفونت داره برات آزمایش وعکس رادیولوژی از سینوس نوشت گفت جواب رو برام بیار تا ببینم وضعیتش در چه حد هست..
10 مرداد 1403

پایان تحصیلی

قشنگ مامان انقد مریض میشدی که خیلی غیبت داشتی ونمیتونستی تو کلاس حاضر بشی .. دیگه به جشن پایان تحصیلی رسیدیم وبعد از مرخص شدنت از بیمارستان روز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت باهم به مهد رفتیم تا یک ساعتی رو تو جشن شرکت کنی واز معلم و دوستات خداحافظی کنی .. کمی تو مهد نشستیم من هم کنارت بودم تا مراقبت باشم آخه نباید سرما میخوردی چون باید برای عمل آماده میشدی ... بچها در حال شیطنت وبازی بودن تا اینکه مراسم شروع شد چندتا عکس یادگاری کنار دوستات ومعلم ومدیر گرفتین وخوراکیهای خوشمزه رو پخش کردن البته بعضی خوراکیها برات خوب نبود ماهم زودتر خداحافظی کردیم و به خونه برگشتیم .. پسر خوشگل مامان الهی همیشه سلامت وموفق باشی و دانشگاه رفتنت رو ببین...
10 مرداد 1403

ویزیت دکتر

شنبه ۲۹ اردیبهشت وقت گرفتیم از دکتر کیانی دکتر گوش وحلق وبینی .. دکتر تورو ویزیت کرد وبرات نوار گوش نوشت گفت کلی عفونت پشت پرده گوشت جمع شده ولی خداروشکر مشکل شنوایی نداشتی .. دکتر دوباره دارو نوشت وگفت استفاده کنید و شنبه بعدی دوباره برای ویزیت بیاین مطب.. ما همچنان داریم داروهارو سرساعت بهت میدیم تا شنبه بریم برای ویزیت ...انشالا که عفونتت کم شده ووقت عمل بهمون بده تا راحت بشی عزیزم... الهی بمیرم برات که همیشه در حال داروخوردنی دیگه از هرچی دارو بیزار شدی 🤒
10 مرداد 1403

تب ولرز شدید

۵شنبه شب شام ماو دایی اکبر اینا خونه عزیزجون بودیم اون شب خیلی سرحال بودی کلی با سلین بازی کردی به خونه که برگشتیم خوابیدی وساعت ۴صبح بیدار شدی البته با لرزیدن شدید ..کم کم دیدم بدنت داره داغ میشه همیشه از تب کردنت خیلی میترسیدم سریع بهت استامینوفن دادم تا بدتر نشی اما متاسفانه وقتی تب میکردی اصلا استامینوفن کارساز نبود دیدن فایده نداشت وتبت پایین نیومد شروع کردم به پاشویه کردن بازم تب داشتی دیگ تو مرحله آخر شیاف رو امتحان کردم چون تو اصلا دوس نداشتی از شیاف بیزار بودی به اندازه ۴ الی ۵ساعت فقط تونستم تبت رو پایین بیارم و توهم کمی خوابیدی ساعت ۱۱ صبح دوباره داغ داغ شدی انقد که بیحال شدی منو بابا بردیمت درمانگاه ولی گفتن تبت بالاست ما پذیرش ن...
10 مرداد 1403

لوزه اهوراجان

پسر قشنگم زمستان از راه رسید وهوا دیگه خیلی سرد شده بود وتوهم تند تند مریض میشدی در پی این مریض شدنا و دکتر رفتنا متوجه شدیم لوزه داری وحسابی اود کرده بود وخیلی اذیتت میکرد حتی شبا با دهن باز میخابیدی و به سختی نفس میکشیدی قرار شد واس عید جراحی بشی اما اون دکتری (مدرس) که انتخاب کرده بودیم رفته بود مسافرت ماهم صبر کردیم گفتیم بزاریم واسه بعد عید... بعد عید هم رفتیم بیمارستان ۱۷شهریور  پیش دکتر کاشانی همه دکترا گفتن فوری باید عمل بشی ..دکتر کاشانی مقداری انتی بیوتیک نوشت تا بعد مصرف داروها و کم شدن عفونت بتونی جراحی کنی ۲هفته داروهاشو استفاده کردی تا واسه عمل آماده بشی اما بازم شانس با ما یار نبود ... ادامه درقسمت بعد....... ...
10 مرداد 1403

شب یلدا

واما ۳۰ آذر شب یلدا قرار شد همگی یعنی آقاجون ودایی اکبراینا خونه ما دور هم جمع بشیم اما لحظات آخر برنامه عوض شد و همه خونه آقاجون دور هم جمع شدیم .. منو زندایی سارا سفره یلدایی رو چیدیم ومیوه هارو تزیین کردیم ودر کنار سفره یلدا همگی عکس یادگاری انداختیم بعد تو آهنگایی که بلد بودی برامون خوندی و همه روشاد کردی بعدش مشغول خوردن خوراکیهای خوشمزه یلدایی شدیم خیلی شب خوبی بود حسابی خوش گذشت آخر شب به خونه برگشتیم البته تا بیایم خونه فک کنم ساعت ۳شب بود توهم انقد با سلین بازی کرده بودی که دیگه از خستگی تا رسیدیم خونه خوابت برد... یلدات مبارک پسر قشنگم😍🥰 یلدای شماهم مبارک دوستای نی نی وبلاگی😍 اینم عکسای قشنگمون ...
10 مرداد 1403

اول مهر

شنبه اول مهر بود وما خوشحال پرانرژی آماده رفتن شدیم قبلش از زیر قرآن رد شدی بعد به امید موفقیت روز افزون بسمت پیش دبستانی حرکت کردیم یکم تو ورودی مهد ازت عکس گرفتم بعد قرار شد مامانا برن خونه هاشون و ظهر بیان دنبال بچها.. خیلی از بچها که از مادراشون جدا میشدن گریه میکردن ونمیرفتن سر کلاس اما تو بهم گفتی مامانی تو برو خونه ظهر بیا دنبالم قربون پسر معاشرتی و مهربونم بشم من😍 باهمه خیلی زود دوست شدی منم باهات خدافظی کردم ساعت ۱۱ونیم بود اومدم دنبالت اما تو گفتی هنوز میخای بمونی وکمی بازی کنی منم منتظر موندم تا کمی بازی کنی بعد باهم دیگه به سمت خونه حرکت کردیم تو کل مسیر داشتی از اتفاقات کلاس و معلم و دوستات حرف میزدی خیلی راضی و خوشحال بود...
10 مرداد 1403